بازاریابی چریکی چیست؟ 4 مثال برای الهام بخشیدن به برند شما

بازاریابی چریکی چیست؟

کلمه “چریک” در شکل نوشتاری آن بسیار شدید به نظر می رسد. تصاویری از شورش و درگیری را تداعی می کند. آن را در کنار کلمه “بازاریابی” قرار دهید، و این باعث می شود بسیاری از مردم بپرسند: “ها؟”

اما بازاریابی چریکی نوعی ارتباط جنگی نیست. در واقع، این در واقع یک شکل بسیار غیر متعارف بازاریابی است که باعث افزایش آگاهی از برند در بین مخاطبان بزرگ می شود بدون اینکه آنها را قطع کند.

خود این اصطلاح در اوایل دهه 1980 توسط نویسنده تجاری فقید جی کنراد لوینسون ایجاد شد که چندین کتاب در مورد تاکتیک های چریکی در تعدادی از زمینه های حرفه ای نوشت. البته، در آن زمان، بازاریابی به طور کلی بسیار متفاوت به نظر می رسید، و در حالی که بازاریابی چریکی هنوز هم امروزه مورد استفاده قرار می گیرد، چشم انداز دیجیتال در حال رشد در حال تغییر است که به نظر می رسد.

ریشه های جنگ
وقتی اصطلاح “بازاریابی چریکی” را می شنویم، سخت است که به جنگ چریکی فکر نکنیم – که منطقی است، زیرا نام این سبک بازاریابی از آنجاست. در زمینه جنگ، تاکتیک های چریکی تا حد زیادی به عنصر غافلگیری بستگی دارد. فکر کنید: «بر اساس بازاریابی چریکی خلاق، کمین، خرابکاری، یورش».

اما چگونه این به کاری که ما هر روز انجام می دهیم تبدیل می شود؟ در بازاریابی، تکنیک های چریکی بیشتر بر عنصر غافلگیری بازی می کنند. هدف آن ایجاد کمپین های بسیار غیر متعارف است که افراد را به طور غیرمنتظره در جریان کارهای روزمره خود به دام می اندازد.

بودجه پسند
چیزی که بازاریابان واقعاً از بازاریابی چریکی لذت می برند، ماهیت نسبتاً کم هزینه آن است. سرمایه گذاری واقعی در اینجا یک سرمایه گذاری خلاقانه و فکری است — با این حال، اجرای آن نیازی به گران بودن ندارد. مایکل برنر آن را به خوبی در مقاله‌اش در مورد «محتوای چریکی» خلاصه می‌کند، جایی که او این سبک بازاریابی را در چارچوبی مشابه با هدف‌گذاری مجدد محتوای موجود شما، مانند گرفتن بخش‌های خاصی از یک گزارش، و گسترش هر یک به یک پست وبلاگ، چارچوب می‌دهد. این سرمایه گذاری زمان است، اما نه پول، فی نفسه.

به نوعی، بازاریابی چریکی با تغییر کاربری محیط فعلی مخاطبان شما کار می کند. آن را ارزیابی کنید و بفهمید که کدام بخش از آن را می‌توان تغییر داد تا برند شما را شامل شود.

انواع بازاریابی چریکی

همانطور که ممکن است به نظر برسد، در واقع چند زیرمجموعه بازاریابی پارتیزانی وجود دارد که توسط شرکت ALT TERRAIN بیان شده است:

بازاریابی پارتیزانی در فضای باز. چیزی را به محیط های شهری از قبل موجود می افزاید، مانند قرار دادن چیزی قابل جابجایی روی مجسمه، یا قرار دادن آثار هنری موقت در پیاده روها و خیابان ها.

بازاریابی پارتیزانی داخلی مشابه بازاریابی چریکی در فضای باز، فقط در مکان‌های سرپوشیده مانند ایستگاه‌های قطار، مغازه‌ها و ساختمان‌های پردیس دانشگاه انجام می‌شود.

رویداد کمین بازاریابی پارتیزانی. استفاده از مخاطبان یک رویداد در حال انجام – مانند یک کنسرت یا یک بازی ورزشی – برای تبلیغ یک محصول یا خدمات به روشی قابل توجه، معمولاً بدون اجازه حامیان رویداد.

بازاریابی پارتیزانی تجربی همه موارد فوق، اما به گونه ای اجرا شده اند که مردم را ملزم به تعامل با برند می کند.

ما می دانیم — بدون زمینه، کل ایده بازاریابی چریکی می تواند کمی گیج کننده باشد، بنابراین بیایید ببینیم که چگونه توسط چند برند دیگر اجرا شده است.

نمونه هایی از بازاریابی چریکی برای الهام بخشیدن به برند شما:

بستنی غول پیکر Bounty :

Bounty با نصب “آشفتگی” در اندازه واقعی در سراسر خیابان های نیویورک – یک فنجان قهوه غول پیکر و یک فنجان ذوب شده غول پیکر – راه منحصر به فردی برای تبلیغ محصول و راه حلی که ارائه می دهد، با حداقل کلمات پیدا کرد.

ممکن است بپرسید، “آیا یک تبلیغ مختصر بیلبورد همان کار را انجام نمی دهد؟” خوب، نه واقعا. از نظر فرهنگی، ما شروع به انتخاب هر راه ممکن برای حذف تبلیغات از زندگی خود کرده ایم. به همین دلیل است که ما چیزهایی مانند DVR و گزینه‌های بدون آگهی در سرویس‌های پخش مانند Hulu و YouTube را دوست داریم. نادیده گرفتن این کمپین، برخلاف تبلیغات، به این راحتی نیست. به هر حال، اگر در راه رفتن به محل کار، به یک بستنی ذوب شده به اندازه تشک خود برخورد کنید، آیا می ایستید و نگاه می کنید؟ ما میخواهیم.

نکته مهم: بزرگترین مشکلی که محصول یا خدمات شما حل می کند را شناسایی کنید. سپس، یک راه غیر متعارف برای پخش آن برای عموم پیدا کنید – ترجیحاً بدون کلمات.

تبلیغ طبقه تعاملی Frontline

تبلیغ طبقه تعاملی Frontline

وقتی برای اولین بار این عکس را دیدم، اعتراف می کنم که عاشق آن شدم. “یکی، آن سگ را از آن مگس ها دور کن!” دیوانه وار فکر کردم سپس، متوجه شدم که سگ واقعی نیست و مگس ها نیز واقعی نیستند. اولی یک عکس بود و دومی در واقع انسان بودند.

به این دلیل که فرانت لاین، سازندگان محصولات پیشگیری از کک و کنه برای سگ ها، توانستند تمام کف این فضای بزرگ و عمومی را با این تصویر پر کنند. این برند می‌دانست که افراد زیادی هر روز در آن فضا قدم می‌زنند، و تعداد زیادی از مردم نیز آن را از سطوح بالای ساختمان می‌بینند و توهم سگ و حشره را ایجاد می‌کنند. از دست دادن – و دوبار نگاه نکردن سخت است.

باز هم، این کمپین با بازاریابی سنتی متفاوت است، زیرا فقط یک پیام واحد را در جایی که احتمالا نادیده گرفته می شود، نشان نمی دهد. شکلی از تعامل تصادفی انسانی را ایجاد می کند که به بیننده یادآوری می کند که محصول چه کاری انجام می دهد.

نکته مهم: دریابید که چگونه انسان ها ممکن است به طور غیرارادی با پیام های بازاریابی شما تعامل داشته باشند. در حالی که ممکن است محصول یا خدمات شما به مشکل مثلاً حذف حشرات توجه نکند، راه‌هایی وجود دارد که افراد را به بخشی از کمپین تبدیل کنید.

جدایی عمومی در اینستاگرام برگر کینگ

جدایی عمومی در اینستاگرام برگر کینگ

جدایی شخصاً سخت است، چه رسد به زمانی که به صورت عمومی به صورت آنلاین پخش می شود. این همان چیزی است که – ظاهراً – زمانی اتفاق افتاد که یکی از کاربران اینستاگرام در یکی از پست های اینستاگرام برگر کینگ کامنت گذاشت و داستان “دختر” خود را در حال تهیه غذا از برگر کینگ به اشتراک گذاشت. فقط یک مشکل وجود داشت. این مرد دوست دختر دارد، اما او به یک برگر کینگ نزدیک نبود. خب منظورش کی بود؟ این درام از طریق نظرات اینستاگرام رخ داد

شورت غول پیکر GoldToe

شورت غول پیکر GoldToe

آیا شما یک شرکت پوشاک زیر هستید که به دنبال راهی غیر متعارف برای بازاریابی محصول خود هستید؟ چرا، فقط سعی کنید یک جفت شورت بزرگ را روی یک مجسمه نمادین گاو شارژ قرار دهید.

واقعاً ما نمی توانیم این چیزها را بسازیم.

از نظر تئوری آنقدر ساده است که به نظر تخیلی می رسد. اما زمانی که برند GoldToe به راهی برای اذیت کردن و تبلیغ عرضه لباس‌های زیر جدید خود نیاز داشت، این دقیقاً همان کاری است که انجام داد — به طور معمولی این لباس‌های جدید را روی مجسمه‌های سراسر نیویورک قرار داد. و در حالی که نمی‌توانیم مطمئن باشیم که این مسیری است که GoldToe طی کرده است، ما صمیمانه امیدواریم که آن شورت‌های گاو نر با پارچه‌های تولیدی باقی‌مانده ساخته شده باشند و به اقتصادی‌تر شدن این کمپین کمک کنند.

نکته مهم: زیاد به آن فکر نکنید. گاهی اوقات چیزی که احمقانه ترین ایده شما به نظر می رسد ممکن است بهترین باشد.

پیشنهاد میکنم اگه تولید محتوا انجام میدید حتما پکیج جعبه ابزار تولید محتوا را تهیه کنید
چون مجموعه بی نظری از آرشیو بدون کپی رایت در اینترنته

پست های مرتبط

مطالعه این پست ها رو از دست ندین!

نظرات

سوالات و نظراتتون رو با ما به اشتراک بذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *